دیوان اشعار حضرت علامه حسن زاده آملی

۲۷
بهمن

در این دیر کهن ای دل نباشد جای شیونها
که صاحب دیر خود داند رسوم پروریدنها

خوشا آن مرغ لاهوتی که با آواز داوودی
بود در روضه رضوان همی اندر پریدنها
  • علامه ذوالفنون
۲۷
بهمن

باد صبا کجائی گو دوستان ما را
باید حضور دل در پنهان و آشکارا

آیا شود که روزی آیید بر مزارم
تا در کنار خاکم پندی دهم شما را
  • علامه ذوالفنون
۲۷
بهمن

ای دل به در کن از سرت کبر و ریا را

خواهی اگر بینی جمال کبریا را

تا با خودی، بیگانه ای از آشنایان
بیگانه شو از خود ، شناسی آشنا را
  • علامه ذوالفنون
۲۷
بهمن


ای پیک کوی قدسیان از من بگو جانانه را
کای شمع بزم عاشقان رحمی مر این پروانه را

درد مرا درمان کنددشوار من آسان کند
هرچه که خواهد آن کند حکم است آن فرزانه را

  • علامه ذوالفنون
۲۷
بهمن


الا ای طایر قدسی در این ویرانه برزنها
بسی دام است و دیو و دد، بسی غول است و رهزنها

در این جای مخوف ای مرغ جان، ایمن کجا باشی؟
گذر زین جای ناامن و نما رو سوی مأمنها

  • علامه ذوالفنون