۲۷
بهمن
در این دیر کهن ای دل نباشد جای شیونها
که صاحب دیر خود داند رسوم پروریدنها
خوشا آن مرغ لاهوتی که با آواز داوودی
بود در روضه رضوان همی اندر پریدنها
ای پیک کوی قدسیان از من بگو جانانه را
کای شمع بزم عاشقان رحمی مر این پروانه را
درد مرا درمان کنددشوار من آسان کند
هرچه که خواهد آن کند حکم است آن فرزانه را
الا ای طایر قدسی در این ویرانه برزنها
بسی دام است و دیو و دد، بسی غول است و رهزنها
در این جای مخوف ای مرغ جان، ایمن کجا باشی؟
گذر زین جای ناامن و نما رو سوی مأمنها